|
چیزهای پراکنده - رضاموسوی
|
سفر مي کني به دور دست ها
شهرهايي که نامشان را نمي داني
و مردمي که حرفشان را نمي فهمي
و همه جي جهان تنهايي
تو گ شده اي
چه فرق مي کند با غريبه ها
به بهترين رستورن رم برويم
يا با غريبه اي در خانه چاي بنوشيم
غريبه ها چه چهره ها که ندارند
و کافي ست از ميان اين همه
کسي دوستانه حتي به اشتباه ناممان را صدا کند
ديگر چه فرقي مي کند کجاي زمين ايستاده ايم
نام و نشاني و شماره شناسنامه
همان اسم اشتباهي اس که مي شنوي
..................................